گروه مطالعات اجتماعی شوشتر(متوسطه اول)

این وبلاگ درجهت ارائه مطالب دروس علوم اجتمایی دوره راهنمایی و استفاده معلمان ودانش اموزان عزیز میباشد

گوش دادن
نویسنده : حمزه نیا - ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٧
 

گوش دادن و شنیدن

     آیا به نظر شما شنیدن همان گوش دادن است؟ مطمئناً در پاسخ به این سوال خواهید گفت ، شنیدن نه تنها همان گوش دادن نیست، بلکه پیش نیاز آن است. رسایی امواج و دریافت صدا در مغز باعث شنیدن می شود برای  این که شنونده­یخوبی باشیم، شنیدن صحیح کلمات به تنهایی کافی نیست، بلکه باید معنی کلمات را آن چنان که مد نظر  گوینده است دریابیم. شنیدن، دریافت صدا، و گوش دادن، درک معنی آن صداست. شنیدن صرف، منفعل است، ولی گوش دادن موثر امری فعال است. درک تفاوت میان شنیدن و گوش دادن، پیش نیاز مهمی برای گوش دادن فعال است.


گوش دادن و شنیدن

     آیا به نظر شما شنیدن همان گوش دادن است؟ مطمئناً در پاسخ به این سوال خواهید گفت ، شنیدن نه تنها همان گوش دادن نیست، بلکه پیش نیاز آن است. رسایی امواج و دریافت صدا در مغز باعث شنیدن می شود برای  این که شنونده­یخوبی باشیم، شنیدن صحیح کلمات به تنهایی کافی نیست، بلکه باید معنی کلمات را آن چنان که مد نظر  گوینده است دریابیم. شنیدن، دریافت صدا، و گوش دادن، درک معنی آن صداست. شنیدن صرف، منفعل است، ولی گوش دادن موثر امری فعال است. درک تفاوت میان شنیدن و گوش دادن، پیش نیاز مهمی برای گوش دادن فعال است.

 گوش دادن :

     حقیقت آن است که در نظام تعلیم و تربیت و بلکه در فرهنگ و زندگی ما، گوش دادن و تربیت آن، نادیده گرفته شده است؛ زیرا آن را امرطبیعی و غیر قابل آموزش فرض کرده­اند. گوش دادن، ابزار یادگیری و یک اصل مهم در یادگیری و بخش جدایی ناپذیر برنامه­ی آموزش مهارت زبانی است. تقویت گفتار، مستلزم گوش دادن است؛ همان طور که نوشتن کلمه­ها به طور صحیح، لازمه تلفظ صحیح است. به همان اندزه که درک خوانده­ها مهم است، درک شنیده­ها نیز اهمیت دارد. از طرف دیگر، گوش دادن یک منبع مهم کسب مهم اطلاعات و گوش دادن بیش از 50 درصد از وقت کلاس و ارتباط، یعنی نیمی از فرصت­ها آموزشی را در بر می گیرد. برای گوش دادن چهار مرحله متوالی بر شمرده­اند :

  1. شنیدن، که غیر ارادی و شامل احساس و آواهای زبانی و تمیز دادن، آن­هاست.
  2. دقت و تمرکز حواس؛
  3. دریافت؛
  4. پردازش معنایی پیام.

گوش دادن انواعی نیز دارد :

  1. گوش دادن حاشیه­ای مثل گوش دادن به موسیقی، حین خواندن روزنامه؛
  2. گوش دان با دقت مثل گوش دادن به سخنان معلم در کلاس؛

     گوش دادن انتقادی که در آن ضمن گوش دادن، به تجزیه و تحلیل شنیده­ها نیز داریم. بطور متوسط 45% درصد از وقت ارتباط صرف گوش دادن، و30% صرف صحبت کردن 16% درصد خواندن 9% صرف نوشتن می­شود.

     کلمه گوش دادن از کلمه­ی انگلوسکسونی hylstan به معنای شنیدن و holshinan به معنای انتظار کشیدن گرفته شده است. گوش دادن عبارت است از فرایند آموخته شده و پیچیده­ی حس کردن، تفسیر کردن، ارزیابی و ذخیره سازی و پاسخدهی به پیام­های شفاهی (استیل 1991، ص23).

شنیدن جسمی است گوش دادن ذهنی و شامل پیامهای کلامی و غیر کلامی می­شود.

     گوش دادن فعال و منفعل : اصطلاح گوش دادن در برخورد­های اجتماعی به دو معنا به کار می­رود. یکی از آنها اشاره به گوش دادن آشکار دارد،که «گوش دادن فعال» نامیده می­شود. ما وقتی فعالانه گوش می­دهیم که رفتارهایی انجام می­دهیم که حاکی از توجه ما به طرف مقابل است.

     دوم به فرایند شناختی جذب اطلاعات اشاره دارد در این تعبیر گوش دادن نشانه­ی رفتارهای آشکار شنونده نیست بلکه به جنبه­های نهفته رفتارهای او اطلاق می شود.

     در گوش دادن منفعلانه در هنگام گوش دادن رفتارهایی را از خود بروز می­دهیم و اطلاعات آنها را جذب می­کنیم.

انواع گوش دادن :

  1. جهت درک مطلب: افزایش تجارب و اطلاعات .
  2. گوش دادن جهت ارزیابی: در انجام امور قضایی.
  3. گوش دادن جهت قدردانی: درصد یافتن علایم یا پیامهایی هستیم که از دریافت آنها لذت می­بریم، مانند: موسیقی ، افزایش هیجان، آرامش و ... .
  4. گوش دادن همدلانه : این شیوه­ای که وقتی کسی نیاز به صحبت کردن و درک شدن  ازسوی ما دارد به او گوش می­دهیم. در این مواقع نسبت به شنیدن و درک کردن افکار و اعتقادات و احساسات  طرف مقابل ابراز تمایل می­کنیم .

فرایند گوش دادن :

     ما درحین گوش دادن به حرفهای دیگران، آنها را ارزیابی می­کنیم ، پاسخهای­مان را طرحریزی و طرح­های خود را مرور کرده و به اجرا می­گذاریم . اگر چه فرایندهای ارزیابی، طرحریزی و مرور معمولاً به صورت نیمه­هشیار روی می­دهند؛ اما اهمیت زیادی دارند؛ زیرا می­توانند در فرآیند گوش دادن خلل ایجاد کنند. مثلاً گاهی ممکن است پیش از آنکه طرف مقابل حرف­هایش را تمام کند در مورد آنچه می­خواهیم بگوییم تصمیم خود را بگیریم و در نتیجه بطور کامل به حرف­های او گوش ندهیم. پس هنگام گوش دادن باید مطمئن شویم که فعالیت­های میانجی بین گوش دادن و صحبت کردن، مزاحم فرایند گوش دادن نمی­شود.

     جنبه­های گوش دادن : خصوصیات شنونده، سخنگو، پیام و محیط .

شنونده: بین برخی از خصوصیات شنوندگان و توانایی آنان برای گوش دادن همبستگی مثبتی وجود دارد.

  1. استعداد زبانی دامنه لغت شنونده  هرچه بیشتر باشد شنونده بهتر و راحتر مفاهیم را درک و جذب می­کند ، همچنین پیشرفت تحصیلی و توانایی گوش دادن رابطه­ی مستقیمی دارند.
  2. توانایی سازماندهی : شنوندگان ماهر عناصر کلیدی پیام را سازماندهی می­کنند.
  3. استفاده از برخی ازتکنیک­های تمرکز:
    • از زاویه دید دیگران نگاه کردن.
    • سوال از خود در مورد کیفیت گوش دادنمان.

 

  1. جنسیت : زنان در تغییر و تشخیص پیامهای غیر کلامی کارآمدترند.
  2. شرایط جسمی : مانند خستگی – خواب آلودگی.
  3. خلق و خو : افراد درونگرا شنوندگان بهتری هستند.

سخنگو :

  1. 1.      سرعت تکلم 175-125  کلمه در دقیقه است البته تا300-  125 در دقیقه نرمال است .
  2. 2.      سرعت پردازش 800-400  در دقیقه .

     اختلاف سرعت تکلم و سرعت پردازش فرصتی برای پردازش است البته اگر اختلاف زیاد باشد خلاء بیشتری برای خیال پردازی شنوند به وجود می­آید.

ادای کلمات :

     ابراز هیجان : هیجان زیاد حواس شنونده را پرت می­کند. وقتی ، با فرد هیجان زده­ روبرو می­شویم بهتر است که رفتار او را تقویت کنیم و نه ملامت در این موارد بهتر است آرام باشید و بدون تقویت رفتارش به وی نشان دهید که به او علاقه­مندیم و هیجان­زدگی او را درک می­کنیم.ما فقط وقتی می­توانیم بحث منطقی را شروع کنیم که هیجانات طرف مقابل فروکش کرده باشند. وقتی کسی« در مورد موضوعی خیلی هیجان زده» است آن قدر با آن موضوع درگیر است که نمی­تواند به استدلالهای ما گوش دهد. وقتی میخواهیم به حرفهای شخص هیجان زده­ای گوش دهیم ، گاهی لازم می­شود تا مدت زیادی تخلیه­ی هیجانی او را تحمل کنیم . در این گونه مواقع اضطراب شنونده­ می­تواند به توانایی او برای گوش دادن لطمه بزند و مانعی بر سر راه گوش دادن موثر او ایجاد کند . گاهی شنونده بیش از حد به پیام هیجانی سخنگو توجه می­کند و نمی­تواند اطلاعات مهم را جذب کند . گاهی نیز شنونده فقط برحقایق تمرکز می­کند و پیام هیجانی را نادیده می­گیرد. در هر مورد او پیام مقابل را تحریف می­کند چون کل پیام را نگرفته است.

پایگاه :

     اگر شنونده احترام و ارزش زیادی برای سخنگو قایل باشد و سخنگو تسلط زیادی بر موضوع داشته باشد صحبت های او را بهتر و دقیق­تر گوش خواهد کرد.

پیام:

  1. ساختار : پیام باید واضح باشد.
  2. اهمیت پیام : اگر پیام برای شنوند دارای اهمیت باشد برای شنونده بهتر درک می­شود و بهتر به یاد آورده می­شود.
  3. پیچیدگی : سطح دشواری پیام باید متناسب با سطح آگاهی شنونده باشد.

محیط :

  1. تهویه و درجه حرارت در محیط گرم و سرد گوش دادن دشوار است و گوش دادن به افراد سیگاری سخت است.
  2. سرو صدا : بنا به ماهیت تعامل باید سر و صدا کنترل شوند. مثلاً صحبت والد و فرزند باید در محیط آرام و بی سرو صدا صورت بگیرد.
  3. نشستن : در هر شرایط نشستن یا سر پا باید به اختیار و متناسب باشد، استفاده از صندلی راحت و نزدیک یک دیگر نشستن سطح توجه را افزایش می­دهد و شنونده مطالب بیشتری را به خاطر می­سپارد.

موانع گوش دادن :

  1. گوش دادن همزمان به دو نفر یا به دو منبع.
  2. بی توجهی.
  3. سوگیری : گاهی افراد به خاطر شرایطشان پیام سخنگو را تحریف می­کنند.
  4. آمایه ذهنی : شنوندگان معمولاً تحت تاثیر تجارب، نگرش­ها ، ارزش­ها و احساسات قبلی خود است. همین عوامل بر آمادگی ذهنی او تاثیر می­گذارند. قضاوتهای او درباره­ی سخنگو ناشی از لباس و ظاهر و سخنان قبلی می­گذرانیم و جنبه­هایی را می­شنویم که ما انتظاراتمان را هماهنگی دارند.
  5. انسداد.

نشان­های گوش دادن فعال :

  1. پاسخ­های کلامی.
  2. پاسخ­های غیر کلامی .
  3. پیگری کلامی : نظرات خود را دقیقاً با پاسخ­های سخنگو هماهنگ کنیم. طوری که سخنان ما و سخنان طرف مقابل متابعت و انسجام داشته باشند.

تغییر موضوع :

  1. منسجم : با استفاده از علایم انفصال
  2. غیر منسجم .
  1. پرسشهای سرنخ­گیر : شکل مستقیمی از گوش دادن  پرسش­گر از این طریق پاسخهای طرف مقابل را پیگیری می­کند.
  2. بازگردانی : شکل بارزی از پرسش و پاسخ است ما برای بازگردانی دقیق احساس یا منظور طرف مقابل پیش از هر چیز باید دقیقاً به صحبت­های او گوش دهیم.

     توجه به هریک از مراحل و انواع گوش دادن، به شنونده یاری می­دهد که این مهارت را تقویت کند. در مقابل، بی­توجهی به هریک از این مراحل، موجب ناتوانی در گوش دادن و در نتیجه باعث شکست تحصیلی و مانع از رشد مهارت زبانی دیگر و جلوگیری از رشد اجتماعی و عملی می­شود.

  1. گوش دادن عامل کلیدی برای موفقیت است.
  2. چگونه گوش دادن فعال را بیاموزیم؟

     گوش دادن ، نوعی مهارت ارتباطی است که مورد غفلت واقع شده است. همه ما آموزش­هایی برای خواندن ، نوشتن و صحبت کردن را پشت سر گذاشته ایم، ولی به ندرت برای گوش دادن تحت آموزش رسمی قرار گرفته ایم. تحقیقات نشان می­دهد، اکثر ما 50 دقیقه از هر ساعت بیداری را به برقراری ارتباط می­پردازیم که از این زمان، 15 دقیقه به نوشتن یا خواندن ، 10 دقیقه به صحبت کردن و 25 دقیقه صرف گوش دادن می شود.

     فکرش را بکنید، نیمی از زمان برقراری ارتباط ماصرف گوش دادن می شود، ولی کم تر کسی تلاش می کند شنونده بهتری باشد. در حالی که بهتر گوش دادن ، برای شنوندگان فعال فایده­های زیادی دارد؛ ازجمله : بهره­وری بالا، یادگیری سریع­تر شغل بهتر، ترفیعات بیشتر و برقراری ارتباط بهتر .گاهی گوش دادن ممکن است زندگی ما را نجات دهد و چه بسا گوش دادن جان ما را به خطر بیندازد.

چه وقت گوش دادن سرنوشت ساز می شود ؟

     در بعضی مشاغل خوب گوش دادن نه تنها مهم است، بلکه کاملاً سرنوشت ساز است. برای مثال ممکن است خوب گوش ندادن مانع انجام وظایف صحیح شغلی شما شود یا  ارتقای شما را به تعویق بیندازد و یا مانع از حفظ روابط خوب شما با دیگران شود.

     بنابراین ارزش دارد سعی کنید گوش دادن خود را تقویت کنید. خوب گوش ندادن حتی در پیش پا افتاده­ترین ارتباط خانوادگی تاثیر می­گذارد.

     دستورات و کارهایی که به فرزندان داده می­شود یا آموزشی که برای دانش آموزان مدرسه در نظر گرفته می­شود، معمولاً فقط یک بار و به طور شفاهی انجام می­گیرد. هرچه تفاوت افراد بین افرادی که دستورات و آموزش­ها را ارائه می­دهند با دریافت کنندگان این دستورات و آموزش­ها بیشتر باشد، و هرچه این افراد تمایل کم­تری از خود نشان دهند، مجبورند به دنبال توضیح بیشتری باشند تا مبادا کند ذهن و بی­توجه به نظر آیند. بنابراین، حائز اهمیت است که اول بار به دقت گوش دهید و همان طور که بحث پیش می­رود، سوالات خود را بپرسید یا برای روشن شدن آنچه که گوش داده­اید، اظهار نظرهای روشنگر را یادداشت کنید.

گوش دادن فعال :

     اطلاع از خطاهای عمومی گوش دادن ، سبب می شود که مهارت گوش دادن فعال را به خوبی بشناسیم و در تقویت آن­ها بیشتر بکوشیم.

خطای اول :

من مشکلی در گوش دادن فعال ندارم

     اغلب مردم بر این باورند که نسبت به اطرافیان خود شنونده­ی بهتری هستند و این، همکاران ، اعضای خانواده و دوستان هستند که در گوش دادن فعال مشکل ندارند، نه خود آن­ها.

     تحقیقات نشان داده است ، در سمینارهای آموزشی و کلاس­های درسی که از شرکت کنندگان خواسته شده بود ، مهارت گوش دادن خود را به عنوان ارزیابی کنند، در مقیاس رتبه­ای 1 پائین ترین و 10 بالاترین نمره ، میانگینی حدود 5/7 به دست آمد . یعنی اغلب آن­ها خود را شنونده­ی خوبی دانسته­اند و به خود رتبه­ای بالاتر از میانگین داده­اند. علاوه بر این ،  از آن­ها خواسته شد تا به دیگران به عنوان شنونده رتبه دهند که در این حالت، میانگین 1/4 به دست آمد. این مطلب یعنی تایید همان باور نادرست که«دیگران در امر گوش دادن مشکل دارند».

     باید پذیرفت که گوش دادن، تنها مشکل دیگران نیست، بلکه مشکل همه­ی ماست ؛ به ویژه گوش دادن فعال،نه گوش دادن عادی.

خطای دوم:

گوش دادن همان شنیدن است

     شنیدن پیش نیاز گوش دادن است. اگر قادر به شنیدن ، نمی­توانید پیام ومعنی آن را به هم ارتباط دهید از این نظر، رابطه­ی بین شنیدن و گوش دادن بسیار حائز اهمیت است و به همین دلیل، در کتاب ­ها در باره­ی سازوکار شنیدن، مباحث زیادی وجود دارد برخورد امواج صدا ، دریافت آن توسط مغز و تداعی آن در گوش به شنوند فرصت می­دهد، پیام را تشخیص دهد و مفهوم آن را دریابد. البته برخورداری از موهبت شنیدن ، همیشه بدان معنا نیست که فرد شنونده­ی خوبی هم باشد. چه بسیار کسانی هستند که از قدرت شنیداری خوبی برخوردارند، ولی شنونده­ی خوبی نیستند. در واقع،‌ شنیدن صحیح کلمات کافی نیست بلکه درک معنای آن­هاست که اهمیت دارد.

     تفاوت میان شنیدن و گوش دادن را می­توان به این شکل بیان کرد: شنیدن دریافت صداست و گوش دادن درک معنای توأم با صداست . شنیدن محض امری منفعل است، در حالی که گوش دادن مؤثر، امری است فعال درک تفاوت میان شنیدن و گوش دادن پیش نیاز مهمی برای گوش دادن فعال است.

خطای سوم :

خواننده­ی خوب، شنونده­ی خوبی هم هست؛

     هرچند که درخواندن و گوش دادن توجه فرد روی معنا کلمات متمرکز می شود، ولی این دو عمل یکی نیست. مشکل این جاست که این باور نادرست در میان مردم شایع است که خوانندهی خوب شنونده­ی خوبی هم هست؛ در حالی که این طور نیست.

     محققانی که دو آزمون استاندارد متفاوت  خواندن را برای افراد یک گروه اجرا کردند، متوجه شدند بین نتایج به دست آمده از این دو آزمون هم بستگی مثبت و بالایی وجود دارد که نشان می دهد، افرادی که در یک آزمون خواندن نمره­ی بالایی کسب کرده­اند، در آزمون خواندن دیگر هم نمره­ی خوبی به دست آوراند و بر عکس. این مطلب در مورد آزمون استاندارد گوش دادن هم صدق می کند. افرادی که در یک آزمون گوش دادن موفق بوده­اند،‌در آزمون دیگری هم نمره­ی خوبی کسب کرده­اند. اما به طور شگفت­آوری مشاهده شد­، میان نمرات آن­ها در آزمون­های گوش دادن، هم بستگی ضعیفی وجود دارد.

     بنابراین ممکن است فردی در آزمون خواندن نمره­ی خوبی کسب کند­، اما در آزمون گوش دادن نمره­ی پائیینی را به دست آورد.

خطای چهارم :

افراد باهوش شنونده­ی بهتری هستند؛

     به نظر می رسد این خطا بین مردم بسیار رایج است. کاملاً واضح است که افراد باهوش قابلیت­های بیشتری برای شنیدن دارند، اما این عقیده که افراد باهوش شنونده بهتری هستند، اشتباه است. واقعیت عکس این مطلب را نشان می دهد.

     چند سال پیش یک آزمون استاندارد گوش دادن و یک آزمون استاندارد هوش برای دانشجویان در چند کلاس اجرا شد نتایج دو آزمون برای هر دانشجو مورد مقایسه قرار گرفت و با کمال تعجب مشاهده شد، همبستگی کمی بین نمرات به دست آمده از این دو آزمون وجود دارد. دانشجویان باهوش­تر در آزمون گوش دادن نمرات پائین­تری نسبت به آن هایی که بهره هوشی کم­تری داشتند، کسب کرده بودند . این نتیجه مبین این است که افراد  با هوش­تر به رغم بر خورداری از این موهبت ­، تا زمانی که میل به گوش کردن نداشته باشند، لزوماً شنونده­ی بهتری نیستند. وانگهی هوش بالاتر می تواند، متغییر مداخله گری در گوش دادن دانشجویان باشد.

     البته به خاطر داشته باشید این تحقیق روی گروه خاصی (دانشجویان)انجام گرفته است اکثراً جوان و حدود 20 سال سن داشتند. همچنین این آزمون انواع گوش دادن را ارزیابی نکرده است.

خطای پنجم :

هر چه سن بالاتر می رود، گوش دادن فعال­تر می­شود؛

     یقیناً استعداد یا توانایی گوش دادن و دستیابی به معنای پیام به معنای مناسب پیام، با بالا رفتن سن و کسب تجربه بهتر می شود. البته هرچند در این سنین توانایی گوش دادن افزایش می­یابد، ولی عملکرد گوش دادن معمولاً کاهش می­یابد تحقیقاتی که در مورد ارتباط سن با رفتار شنیداری انجام شده است نشان می­دهد، نوجوانان و حتی جوانان در سنین اولیه جوانی شنونده بهتری هستند.

     والدین اغلب از این یافته­ها تعجب نمی­کنند و تصور می­کنند، وقتی افراد به سن بالاتر می­رسند قوای شنیداری آن­ها بهتر می­شود. اما متأسفانه این طور نیست. بزرگسالان مشکلات و موضوعات را بیش­تر درک می­کنند، ولی وقت دریافت پیام نسبت سن و سطح سواد در نظر گرفته می­شود، نتایج حاصله کاهش در گوش دادن فعال را نشان می­دهد . معممولاً قوای گوش دادن افراد با افزایش سن تحلیل می­رود.

     افراد با رسیدن به دوره کهنسالی دچار ترس از بیماری فراموشی می­شوند و این موضوعی جدی است کسانی که عضوی از خانواده­شان به این بیماری مبتلا باشند،‌می­دانند بیماری قلبی و استرس دلایلی هستند که نه تنها فرد بیمار را، بلکه خانواده و اطرافیان او را تحت تاثیر قرار می­دهند. اگرچه ما نمی­دانیم که آیا فراموشی قابل کنترل و پیشگیری است یا نه، اما بررسی­های اخیر حاکی از وجود ارتباط میان مهارت­های زبانی فراموشی است .

     به زبان ساده، آن­هایی که در طول زندگی مهارت­های ارتباطی بیش­تری، از جمله مهارت نوشتاری، گفتاری، خواندنی و شنیدنی کسب کرده­اند، در دوره­ی کهولت کم­تر به فراموشی دچار می­شوند. این یافته دلیل خوبی است برای این که توانایی خود را در برقراری ارتباط افزایش دهیم .

از آن جا که به خاطر آوردن به چگونگی گوش دادن بستگی دارد اغلب افراد مسن در به خاطر آوردن هم با مشکل مواجه می­شوند. غالباً افراد مسن اصرار دارند که بگویند، توانایی آن­ها در گوش دادن همیشه همان اندازه بوده و است.این مطلب نشانگر آن است که آن­ها دیگر نمی توانند چیزی را بهبود بخشند. یا ممکن است بگویند، بعضی از مردم ذاتاً شنوند­ه­ی بهتری هستند. اما واقعیت این است که کاهش گوش دادن یا به خاطر آوردن در افراد به دلیل بالا رفتن سن نیست، بلکه نتیجه­ی عادات نادرست و رفتارهایی است ک آموخته­اند.

خطای ششم:  

یادگیری مهارت­های گوش دادن مشکل است

     در واقع یادگیری این مهارت مشکل نیست و پیشرفت اولیه در آن­ها سریع اتفاق می­افتد، ولی به کارگیری دائم مهارت کار سختی است. برای ماهر شدن به زمان نیاز است که دقیقاً ‌به اندازه­ی یک عمر است. با وجود این تلاش برای کسب مهارت قطعاً ارزشمند خواهد بود.

عادت­های بد گوش دادن

عادت ­های بد بازدارنده :

     غالباً عادت­های بد مانع از خوب گوش دادن می شوند در واقع می توان از طریق شناسایی و حذف عادت­هایی  بد، بهبود چشمگیری در مهارت­های شنیداری حاصل کرد. از آن جا که این عادت­هایی اکتسابی هستند، قابل تغییرند و به عبارت دیگر می توان آن­ها را کنار گذاشت و عادت­هایی خوب را جایگزینشان کرد.

     طی سال­های رشد ، خیلی چیزها درباره­ی خوب گوش ندادن می شنویم و می­آموزیم . مثلاً پدری به فرزندش می گوید :« موقع رفتن به مدرسه فراموش نکنی ژاکتت را بپوشی» ولی فرزند چون نمی­خواهد ژاکت را بپوشد، از گوش دادن طفره می­رود. یا در مدرسه معلم چندین بار درسی را تکرار می­کند تا مطمئن شود همهی دانش­آموزان آن را شنیده­اند این رفتار معلم برای دانش­آموزی که بار اول دقت به گفته­ی معلم گوش داده است، امتیازی محسوب نمی­شود. همچنین، تکرار آگهی­ها در رادیو و تلویزیون ما را عادت می­دهد تا به مطلبی که برای اولین بار آگهی می­شود، به دقت گوش ندهیم. عادت­های بد گوش دادن که در دوران بزرگسالی با ما خواهد بود.

  1. فکر کردن درباره­ی آنچه که می­خواهیم بگوییم، به جای گوش دادن به سخنان گوینده.

     گاهی اوقات حواسمان متوجه مطلبی است که می­خواهیم بگوییم و از گوش دادن به سخنان گوینده غافل شویم . وگاهی وقتی حرفمان را می زنیم، متوجه می شویم دقیقاً همان مطلبی را می­گوییم که گفته شده است و ما به آن گوش نداده­ایم.

  1. صحبت کردن در جایی که باید گوش دادن

     این عادت بدی است که بیشتر حرف بزنیم تا گوش کنیم. اگر صحبت با دیگران را کنار بگذاریم ، می­توانیم پیام صحیح را دریافت کنیم. بعضی­ها این رفتار بد خود را با این مثال که «تا نگرید طفل، کی نوشد لبن»توجیه می­کنند. ولی واقعیت امر این است که وقتی به جای گوش دادن حرف می­زنیم، خیلی چیز­ها را از دست می­دهیم.

     خیلی از مردم بدون این که دلیل قانع کننده­ای داشته باشند، این عادت بد را دارند و هنگامی که باید گوش دهند صحبت می کنند. بنا به هر دلیلی، صحبت کردن در زمانی که باید گوش داد، عمل بدی است. به قول معروف، ما با یک زبان و دو گوش خلق شده ایم. پس باید دو برابر آنچه که می­گوییم گوش دهیم.

نکته : اصل در گوش دادن ، پرورش مهارت گوش دادن است نه پر حرفی.

  1. در حرف کسی دویدن

     این عادت بد با عادت قبلی (صحبت کردن به جای گوش دادن) ارتباط نزدیکی دارد. در حرف کسی دویدن، عادتی بسیار آزار دهنده­ و ناشی از فقدان مهارت میان فردی ونزاکت است. همچنین خود خواهی و بی فرهنگی فرد را نشان می­دهد.

نکته : صحبت دیگران را قطع کردن، عادت زشت و آزار دهنده­ای است.

  1. ترجیح شنیدن آنچه میل داریم به آنچه گفته می­شود

     هرچه سن ما بالا می­رود، مشکل گوش دادن به آنچه که می­خواهیم بشنویم، در ما بیشتر تقویت می­شود. برای این که بتوانیم مطلبی را یاد بگیریم، ارزیابی کنیم، امکان تشخیص آن را فراهم آوریم، و یا ارتباط بهتری برقرار کنیم، گوش دادن به آنچه واقعاً گفته می­شود، از اهمیت زیادی برخوردار است.

  1. اشتغال ذهن با موضوع­های دیگر

     بعضی وقت­ها گوش نمی­دهیم،چون ذهن ما مشغول است و به موضوع دیگری فکر می­کنیم.در واقع ذهن ما مملو از نظرات، وقایع و نگرانی هاست.مثلاً در کلاس به آنچه که قرار است در تعطیلات آخر هفته انجام دهیم یا به کاری که باید سر موعد تحویل دهیم، فکر می­کنیم. ممکن است فکر ما به خاطر مشکلات مالی یا امتحان درس دیگری که در پیش داریم، مشغول باشد. گاهی به سادگی دستخوش رویا و خیال می­شویم ؛ رویاهایی که در زندگی واقعی هرگز به آن­ها دست پیدا نمی­کنیم.

     به هر حال اگر بخواهیم فعالانه گوش دهیم، باید اشتغالات ذهنی خود را موقتاً‌ کنار بگذاریم. ویژگی اکثر رهبران و مدیران موفق در سطح عالی این است که قادرند، روی موضوعات مورد نظر تمرکز کنند. این همان ویژگی است که مشاوران متبحر هم دارند. به هر حال، اگر مشاور یا مدیر هم نباشد، این که بتوانید اشتغالات فکری خود را کنار بگذارید، حائز اهمیت است اگر ذهن ما مشغول باشد، نمی­توانیم به طور مؤثر به صحبت دوستان، خانواده و یا همکاران گوش دهیم.

  1. پیش داوری نسبت به سخنران یا موضوع

     رفتار یا احساس غیر منطقی، به پیش­داوری منجر می­شود. مثلاً ممکن است علاقه­ای به سخنران نداشته باشیم، یا موضوع برایمان بی­اهمیت باشد و اطلاعات کمی درباره­ی آن داشته باشیم. یا این که روش ارائه­ی سخنرانی را قبول نداشته باشیم. در چنین حالت­هایی است که در مورد سخنرانی پیش­داوری می­کنیم. در نتیجه ممکن است به لحاظ ذهنی سخنران را رد کنیم و یا به سادگی با او هماهنگ نشویم. پیش­داوری موجب می شود توجه ما از بیانات سخنران منحرف شود. معمولاً پیش­داوری ما براساس اطلاعات ناکافی و نادرست است. ترجیح دارد، داوری را بعد از سخنرانی موکول کنید.

  1. گرایش به تفکر کلیشه­ای

     تحت تأثیر این عادت بد ، در مورد آنچه که حقیقت دارد و صحیح است ، نظرات مشخص و کلیشه­ای ارائه می­دهیم. در نتیجه، اگر سخنران مدارکی در تضاد با عقاید ما ارائه دهد، چون آن را غیر قابل باور می­دانیم، یا نمی­خواهیم عقاید ما دستخوش چالش شود، سعی می­کنیم گفته­ی او را بی­اهمیت جلوه دهیم و نشنیده بگیریم. شنونده­ی خوب به خود اجازه نمی­دهد که گرفتار تفکر کلیشه­ای شود.

     در واقع تحقیقات نشان می­دهد که اعتقادات، میراث فرهنگی،‌ارزش­ها و نگرش­های فردی، همگی بر چگونگی گوش دادن ما اثر می­گذارند. حتی جنسیت هم برگوش دادن تأثیر می­گذارد. دیدگاه زنان و مردان نسبت به دنیا با روش­های متفاوتی صورت می­گیرد. بعضی از این تفاوت­ها احتمالاً‌ به دلیل تأثیرات زیست محیطی هستند و بعضی دیگر به خاطر شرطی شدن. پسرها بیشتر به بازی خشن ، رقابتی و نتیجه محور تمایل دارند. شاید به خاطر این که این گونه آموخته­اند.از سوی دیگر،‌ دختران بیشتر به بازی­هایی تمایل دارند که برقراری ارتباط بین بازیکنان در آن­ها از اهمیت بیشتری برخوردار است تا برد و باخت.

     زنان و مردان به گونه­های متفاوت صحبت می­کنند. مردان به گفته­های مستقیم تمایل دارند در حالی که زنان بیش­تر از وابسته­های وصفی استفاده می­کنند. به تفاوت این دو عبارت توجه کنید:

«خب، وقت آن است که به فکر رفتن باشیم ، این طور نیست؟» و « وقت رفتن است. » عبارت اول معمولاً از سوی زنان بیان می­شود و عبارت دوم از سوی مردان.

     مردان و زنان همچنین متفاوت گوش می­دهند. مردان بیش­تر صحبت زنان را قطع می­کنند تا زنان صحبت مردان را و هردوی آن­ها بیش­تر در صحبت زنان می­دوند تا صحبت مردان. به نظر می رسد، زنان تمرکز بهتری روی گوش دادن در حالی که مردان  تمایل بیشتری به انجام بعضی کار­ها ی دیگر هم زمان با گوش دادن دارند.شاید به همین دلیل باشد که زنان شکایت می کنند که مردان خوب گوش نمی­کنند.

     به طور کلی ، مردان و زنان به طور متفاوت و به چیزهایی متفاوتی گوش می­دهند. حالا نکته­ی بسیار مهم این است که با شناخت این تفاوت ­ها می­توان از مردان و زنان شنوندگانی یکسانی ساخت. و اقعیت این است که اگر شما به عنوان یک شنونده، به پیش­داوری، تفکر کلیشه­ای، قوت­ها و ضعف­ها اهمیت می­دهید، باید کاری کنید که این ویژگی­ها مانع گوش دادن فعال شما نشوند.

  1. خودمحوری

     چنانچه تمام وقت را به خودمان فکر کنیم تا به دیگران، دیگر تعجبی ندارد که این خود محوری مانع گوش دادن ما شود. راز موفقیت در همه­ی ارتباطات مؤثر که شامل گوش دادن هم می­شود، این است که دیگر محور باشیم.

  1. توجه و دقت نکردن

     این عادت از همه بدتر است برای این که شنونده­ی خوبی باشید، باید به آنچه گوش می­دهید کاملاًً توجه داشته باشید. متاسفانه خیلی از مردم وانمود می­کنند که توجه دارند در حالی که این طور نیست .چنین رفتاری، به برقراری ارتباط کمک نمی­کند، نه به دانش­آموز در کلاس و نه به کارمند در شغلش. دانش آموزان با تجربه، قدر توجه به آنچه که معلم می­گوید را می­دانند. چون معمولاً آنچه که معلم موقع تدریس تأکید می­کند، همان است که انتظار دارد شاگرد برای امتحان بداند. همسران اهمیت گوش دادن را خوب می­دانند؛ نه تنها به خاطر آنچه که همسرشان می­گوید، بلکه به خاطر آنچه که نمی­گوید. گوش دادن صحیح می­تواند به طور جدی مانع سو تفاهمات بعدی باشد. کارمندان ارزش گوش دادن به صحبت رئیس را می­دانندو خوب گوش دادن در اداره سبب می شود همه­ی کارها به خوبی پیش بروند و سوء تفاهمات جلوگیری می کند.

     اگر بخواهیم بر عادت­های بد گوش دادن غلبه کنیم و از همه­ی خطاهای گوش دادن در امان باشیم، باید در بهتر گوش دادن به سرعت پیشرفت کنیم. اما یادگیری و کارگیری مداوم مهارت­ها مستلزم تلاش بسیار است و کسب مهارت­ها نیز به تمرین و زمان زیادی نیاز دارد.

     این تلاش مادم­العمر به طور قطع ارزشمند است. برای این که در هر وضعیتی شنونده­خوب باشیم، ابتدا درک دو مطلب لازم است: فرایند گوش دادن و انواع گوش دادن.

     اگر خودتان تصمیم بگیرید بر عادت­های بد غلبه کنید، موفق­تر از کسی خواهید بود که سعی دارد مشکل شما را حل کند.  شما خود عهده­دار مشکل شوید و بپذیرید که خودتان آن را حل کنید و بدین ترتیب، در راهی قرار می­گیرید که شنونده­ی بهتری باشید.

 

     یکی از  بهترین مهارت­های برای گوش دادن مؤثر، گوش دادن و توجه به رفتارهای غیر کلامی است. یعنی تو جه به زیر وبمی ، سرعت ، طنین و تغییرات ظریف تن صدای طرف مقابل.

برای آنکه شنونده موفقی باشید نکته­های زیر را رعایت کنید :

1)     آماده سازی محیط فیزیکی – وقتی تعامل در محیط زندگی شما روی می­دهد سعی کنید با چیدن مناسب مبلمان، تنظیم درجه حرارت و تهویه­ی اتاق ، و به حداقل رساندن صداهای مزاحم و عوامل منحرف کننده­ی حواس، شرایط را برای گوش دادن مهیا سازید.

2)     از لحاظ ذهنی آماده باشید که به صحبتهای طرف مقابل بدقت گوش دهید. سعی کنید به چیزی دیگر فکر نکنید بر روی طرف مقابل تمرکز کنید. متوجه سوگیری­های­تان باشید ، از پیش فرض­ها اجتناب ورزید و تصورات قالبی­تان را کنار گذارید.

3)     از زمان فکر کردن خودتان استفاده­ی مثبتی کنید. با سؤال از خودتان و تجسم ذهنی گفته­های طرف مقابل ؛ یا از طریق تکنیک­های تمرکز، فقط به او پیام وی فکر کنید.

4)     تا جای ممکن صحبت­های طرف مقابل را قطع نکنید. برای خودتان یک بانک ذهنی درست کنید تا نظرات­تان را در آن «ذخیره کنید» و بعدها آنها را «برداشت» نمایید. با این کار رشته­ی کلام سخنگو را قطع نمی­کنید و با رجوع به گفته­های قبلی وی به او می­فهمانید که شنونده­ی فعالی بوده­اید.

5)     پیامهای سخنگو را دسته­بندی کنید و آنها را از لحاظ زمانی مرتب کنید. جنبه­ی اصلی بحث و استدلالهای حمایتی را مشخص کنید.

6)     از تاکتیک­های انسدادی زیاد استفاده نکنید. ما از این تاکتیک­ها بطور نیمه­هشیار و برای کنترل تعامل استفاده می­کنیم.

     بدانید که گوش دادن ، کار پر زحمتی است. گوش دادن فعال به تعهد و انرژی احتیاج دارد.

     خوب گوش کنید :

کسی خوب گوش می­کند که:

     1 . آگاهانه و هوشیارانه تمرکز کند.

     2. پیام­های محوری گوینده را بشناسد.

  1. قادر به شناسایی لحن یاتکیه­گاه گوینده باشد.
  2. هنگام گوش دادن، سوال­هایی در ذهن خود مطرح کند.
  3. بتواند جزئیات سخن گوینده را به هم ارتباط دهد.
  4. از موضوعی که می­شنود، نتیجه بگیرد.
  5. بتواند مطالب مبهم را یادداشت کند و بپرسد.
  6. فضای مناسب گوش دادن برای او فراهم باشد(نشستن، نبودن صداهای مزاحم، حرارت).
  7. هدف ازگوش دادن برای او مشخص باشد.
  8. آداب گوش دادن را بداند.
  9. از آن چه می­شنوند، زمینه­ای ذهنی داشته باشد.
  10. سخنان گوینده برایش رسا، شمرده، قابل فهم و بدون لهجه باشد.
  11. عوامل انگیزه­های تشویقی برای او فراهم باشد.
  12. صدای گوینده برایش یکنواخت و خواب­آور نباشد.
  13. مطالبی که می­شنود، هیجان زیادی به او بدهد.
  14. نکاتی که می­شنود، برایش تازه و نو باشد.

     بحث وجدل همیشه چاره­ی کار نیست بلکه روش­هایی مثل آموزش والدینی اثر بخش بودن یا گوش دادن موثر وجود دارد.روحیه­ی یک شنونده­ی خوب و صمیمی به ما کمک می­کند تا مثل یک کودک به فرزندمان گوش کنیم، او را حس کنیم، درک کنیم، خود را به جای او بگذاریم و او را بپذیریم. البته نکته­ی مهم و قابل ذکردر این جا این است که کودکان نیز مانند ما بزرگسالان همیشه دوست ندارند احساساتشان، به خصوص احساسات منفی و آزار دهند­ی خود را بیان کنند. این کاملاً طبیعی است. هرچند که برای آن هیچ نوعی فرمولی وجود ندارد، ولی والدین باید کودکان را به بیان احساسسات ترغیب کنند. حتی گاهی لازم است به­آن­ها کمی فرصت دهند تا زمانی صحبت کنند که کاملاً راغب­اند.

خوب شنیدن مهارتی لازم برای برقراری ارتباط با فرزندان :

شنیدن با شیوه­ای موثر ، در واقع نوعی مهارت است مهارتی که به والدین قابلیت و قدرت برقراری ارتباط با کودکشان را می دهد.

     البته نه به وسیله­ی وضع قوانین خشک یا رقابت در جواب دادن ، بلکه با تبدیل خصومت به همدلی    و ایجاد نوعی پیوند عاطفی محکم.

     خوب شنیدن و شنونده خوب بودن شامل مراحلی است :

  1. میل متقاعد کردن بی­چون چرای کودک را در خود کنترل کنید و به جای تاکید وضعیت روی درک احساس او تمرکز کنید.
  2. بدون هیچ دفاع یا مخالفتی ؛ از افکار واحساسات کودکتان استقبال کنید.
  3. آنچه از او درک کرده­اید ، بیان کنید تا نشان بدهید که او را می­فهمید.
  4. از کودکتان بخواهید تا استنباط شما را تصحیح کند یا در صورت لزوم بیشتر توضیح بدهد.
  5. در تصمیم گیری عجله نکنید، گاهی می­شود تصمیم­ها را به تعویق انداخت و بیشتر راجع به آن صحبت کرد .

     در مرحله­ی اول ، باید آرامش خود را حفظ کنید وبه خود بگویید که می­خواهید احساسات کودکتان را کاملاً درک کنید ، نه اینکه فقط وضع موجود را عوض یا کنترل کنید  درک کودک باعث تصمیم گیری بهتر و عاقلانه­تری می­شود لازم است به او اجازه بدهید همه­ی حرفهایش را بزند و تا قبل از اتمام همه­ی صحبت­های او نباید صحبت کنید و یا تصمیم بگیرید یک دلیل برای  این که کودک شک می­کند که آیا واقعاً به او گوش می­دهیم یا نه این است که سکوت می کنیم.

     سکوت مهم است، اما بیان آن­چه از حرف­­های او فهمیده­ایم خیلی مهم است. به این ترتیب ماو مطمئن می­شود که به همه­ی صحبت­هایش گوش داده و تک تک جملات او را فهمیده­ایم. در واقع و دقت به او گوش داده و احساسش را درک کرده­ایم.

     بدترین کاری که پدر یا مادر در این موقع می­تواند انجام دهد، این است که احساسات ، افکار یا عقاید کودک را حدس بزند. حتی بهتر است که به جای جمله­ی درک می­کنم، می­فهمم (به خصوص وقتی که واقعاً این طور نیست)از عبارت : این طوری فکر می­کنی؟ درسته یا بیش­تر برایم توضیح بده، استفاده کنید.

     در بسیاری از موارد کودکان واقعاً آن طور که ما حدس می­زنیم یا فکر می­کنیم که فهمیده­ایم، فکر نمی­کنند. پس قبل از هر نوع واکنش و تصمیم گیری باید به دقت به کودکان گوش فرا دهیم و از آن­ها بخواهیم آن چه را که ما از عقاید و احساسشان استنباط کرده­ایم، تایید یا تصحیح کنند.

     برای اینکه مجهز به سلاح صبر و شکیبایی شویم، گاهی لازم است تا از تجارب گذشته یا قدرت پیش­بینی مان استفاده کنیم. بیشتر اوقات می­توانیم حدس بزنیم یا پیش بینی کنیم که در برابر جواب برخی درخواست­های ما ، مثل زمان خواب یا مخالفت با برخی کار­های کودکانمان حتماً بحثی در پیش داریم بنابراین قبل از آن خود را آماده می­کنیم.

     به این ترتیب از وقوع یک سلسله مشاجرات جلوگیری می­کنیم برای مثال : می­دانیم اکثر اوقات وقتی کودکانمان خسته و خواب آلود هستند ، از مسواک زدن پرهیز می­کنند، و در چنین موقعیتی تذکر این موضوع می­تواند بحث برانگیز باشد. بنابراین باید خود را آماده­ی جدل کنیم البته به شیوه­ای که بیان شد

     هر چه بیشتر خود را آماده­ی شنیدن کنیم و بتوانیم اوضاع را به نحو موثر و مطلوب در اختیار بگیریم ، کمتر درگیر چرخه­ی «تو بگو ، من بگو» می­شویم.

     نکته مهم دیگر این است که ما ملزم نیستیم فقط وارد ارتباط کلامی با کودکانمان شویم .ما می­توانیم از تماس چشمی، لبخند ، نگاهای پر معنا و حتی قدم زدن با او استفاده کنیم شاید به وسیله­ی یک نگاه یا لبخند به جا ، یا بوسه­ی به موقع ویک رابطه­ی غیر کلامی صحیح ، تاثیراتی بر جا بگذاریم که هرگز به وسیله یک ساعت جدل .و گفتگو نتوان این کار را کرد فقط باید تاثیر کسانی را که موقع صحبت کردن به چشمانمان نگاه میکنند ودستمان را به گرمی می­فشارند به یاد بیاوریم .

     مسئله­ی مهم دیگر مربوط به نحوه­ی بیان تصمیمی است که اتخاذ کرده­ایم نظرمان را باید شیرین و کوتاه بیان کنیم.

     ممکن است با او مخالف باشیم و این بحث هرگز خاتمه نیابد ، ولی نباید فراموش کنیم که والدین­اند که حق تصمیم گیری دارند و باید نظریات و تصمیمات خود را قاطعانه ولی با ملایمت بیان کنند.

در ضمن باید کوتاه سخن گفت ، صحبت­های طولانی هم والد و هم کودک را خسته می کند و تاثیر کلام را از بین می­برد. مثلاً : «عزیزم من می فهم که توچقدردلت می خواهد یک دوچرخه بهترداشته باشی اما امکان خریدیک دوچرخه بهتر والبته گران برای ما وجود ندارد پس بهترصبرکنی تاوقتی که وضع بهتری پیدا کردیم شاید بتوانیم آنرا بخریم. » یا : « من کاملا تورا درک می کنم واحساست را می فهم. می دونم که چقدردوست داری به مهمانی تولد دوستت بروی »اجرای این روش به نظرساده می آید ولی گاهی والدین با مشکلاتی مواجه می­شوند . مثلاً زمانی برای شنیدن ندارند دراین موقع چه بایدکرد؟آیا بایدهمیشه اول بشنویم وبعد تصمیم بگیریم ؟ نه مطمناً نه­ گاهی وقت کافی برای شنیدن وجدال وجود ندارد مثل وقتی که بچه ها درمهمانی مشغول بازی­اند ولی ما باید برای انجام کاری مهمانی راترک کنیم دراین مواقع می­توانیم فرصت صحبت کردن به کودکانمان رادرطول راه و داخل ماشین یا درجای دیگر به آنها بدهیم نکته مهم این است که در صورت امکان اول بشنویم و بعد تصمیم­گیری کنیم نکته دیگراینکه نتیجه بحث مهم است این که منجربه خصومت ودشمنی ولجبازی نشود.

     گفتنی است که روشها ورویکردها وجود دارد تا به وسیله آنها والدین به گوش دادن به بچه ها و درک احساسات وافکارشان ترغیب شوند ولی یک تفاوت اساسی بین این روش­ها ورویکرد با شنیدن شیوه موثر وجود دارد وآن اینکه دراکثر این روشها سرعت نتیجه گیری مهم است یعنی هرچه بیشترمکالمات خلاصه شوند به یک جواب برسیم.

     شیوه شنیدن موثر و پاسخ دادن برای خلاصه کردن مکالمات طراحی نشده، بلکه برای آزادی بیان به شیوه­ای منطقی و توأم با احساسات مثبت پایه­ریزی شده است. در این روش، حتی اگر هدف شما این باشد کودکتان آن چه را شما می­خواهید، انجام دهد، مجاز ساختن او برای صحبت از احساسات و عقایدش ، هر چقدر که می­خواهد،‌ ذهن و تمایل او را برای همکاری با شما، هدایت می­کند. البته چنان که ذکر شد کودک باید کاملاً مطمئن شود که شما او را در ک می­کنید، می­فهمید و با او سر جنگ ندارید.

     توماس گوردن که« آموزش اثر بخش والدین » را به طور گسترده­ای توسعه بخشیده است پیشنهاد می کند ک والدین نظریات و خواست­های خود را با بیانی صریح و دقیقاً با استفاده از کلمه­ی «من»عنوان کنند، مثلاً به جای این که بگویند : «اتاق خیلی شلوغ و کثیف شده، زودتر جمعش کن» بگویند : «من اصلاً دوست ندارم اتاق را شلوغ و نامرتب باشه، بهتره یک فکری بکنی»

     بدین ترتیب،‌کودک تحقیر نمی شود، بلکه در عوض با احساسات، تمایلات و قواعد ما آشنا می­گردد. برای مثال به جای این که به او بگوییم « تو باز شلختگی کردی یا فقط تو می تونی چنین کار احمقانه­ای انجام بدی یا تو فقط بلدی اشتباه کنی» ، می­توانیم بگوییم:«من دوست ندارم لباس­های کثیفت ، کف زمین باشه» یا «من دلم می خواد تو منطقی و عاقلانه رفتار کنی.» یعنی به جای این که بر روی وضع موجود تأکید کنیم، روی نظرات صحه می­گذاریم. به این ترتیب بر روی پذیرش احساسات و تمایلات تأکید می شود تا امر ونهی کردن و انجام دستورها.

     بنابراین راه برای آزاد گذاشتن کودک در اظهار عواطف و عقایدش نیز باز می­شود. زمانی که شما صراحتاً بیان می­کنید که او را می­فهمید، درک می­کنید و منظورش را فهمیده­اید. دیگر دلیلی برای ادامه­ی بحث و صحبت بیش­تر موجود ندارد. برخی والدین به این توصیه­ها را می­کنند، ولی ظاهراً‌نمی توانند آن­ها را کاملاً‌ و به طور صحیح به کار ببرند و پس از مدتی اظهار می­کنند که این روش هم جواب نمی­دهد.

     مشکل اصلی در جلب اعتماد کودک است. در نظر بگیرید که در محیط کارتان با مشکل مواجه شده، واقعاً احساس سردرگمی و خستگی می­کنید و به همکارتان می­گویید :« خیلی نگرانم و به شدت احساس خستگی می­کنم.» همکارتان در حالی که سرسری می­گوید :«می­فهمم سخته»، بر­می گردد و به کارش ادامه می­دهد. در چنین شرایطی او در واقع سعی کرده با شما همدردی کند، ولی آیا توانسته است آرامش و امنیت یا احساس خوبی در شما برانگیزد؟

     ارتباط ما با کودکانمان همین گونه است آن­ها نیاز دارند تا ما وقت صرفشان کنیم و با دقت به آن­ها نگاه کنیم و بشنویم، و این دقیقاً تفاوت بین «می­دونم چه احساسی داری» و «بیشتر برام توضیح بده تا بفهمم» است. یعنی تفاوت بین تمایل به گوش دادن و گوش دادن تصنعی.

     منظور، مته به خشخاش گذاشتن یا مو را از ماست بیرون کشیدن نیست، اصلاً خود موضوع و چگونگی آن مهم نیست، بلکه مهم شنیدن و گوش دادن واقعی و صمیمانه است. به عبارت دیگر ابراز همدلی باید کودک را به سخن گفتن و تخلیه­ی هیجانات وادار کند، نه این که علامتی برای خاتمه بحث باشد، به خصوص زمانی که موضوع کاملاً‌ حاد یا جدی است و زمانی که کودک واقعاً دلخور و عصبی است.

     در شیوه­ی شنیدن واقعی و موثر، هر جا که واقعاً‌ قادر به درک یا تفسیر بیانات کودک نیستیم ، تأمل می­کنیم و ازاو می­خواهیم تا واضح­تر توضیح دهد. یعنی عملکرد ارتباطی بین کسی که صحبت می­کند و کسی که گوش فرا می­دهد، ایجاد می­شود. این نوع گوش کردن ظاهراً آرام و خاموش است، ولی عملاً‌ در درون شنونده، به عنوان والد کودکی که احساساتش را بیان می کند، شور اشتیاق وجود دارد تا سرا پا گوش شود و کودکش را درک کند و بپذیرد.

     یک شنونده­ی خوب بودن هم می­تواند لذت بخش باشد، این که انسان نیاز دیگری را به گفتن درک کند و با تمام وجود سعی در همدلی و فهم او داشته باشد(به ویژه اگر گوینده کودک ما باشد، یعنی کسی که نسبت به او احساس مسئولیت و البته و عشق و محبت می­کنیم.)

     تکرار و تمرین این شیوه، معجزه می­کند. هم روابط و والد و فرزند بهبود می­یابد وهم این که هر دو (به خصوص کودک)، به صحبت کردن و شنیدن واقعی، عادت می­کنند. به این ترتیب از بسیاری از درگیری­ها پیشگیری شده،‌ آرامش و امنیت به خانواده باز می­گردد.

     توجه کنید، زمانی که هنوز صحبت­های کودکتان کاملاً تمام نشده نباید جواب دهید، حتی اگر مطمئن باشید که او چه می خواهد بگوید . زیرا کودک شما باید بیان افکار و احساسش را تمرین کند تا خود انگاره و هویت وی شکل بگیرد و احساسات سرکوب شده­ی خویش را رها کند و به دنبال این رهایی،‌ اندکی آرام شده، آماده­ی شنیدن صحبت­های شما شود. به راستی آیا شنونده­ای امین­تر و خیر خواهی بهتر از شما برای کودکتان وجود دارد؟

     بنابراین حوصله به خرج دهید و از جملات : « می­دانم چه­ می­خواهی بگویی» استفاده نکنید. آیا ما واقعاً می­دانیم دیگران چه فکر می­کنند و چه می­خواهند بگویند؟ پس با بی­صبری، بی­توجهی­تان را لو ندهید.

     نکته­ی مهم دیگر این که گاهی لازم است به کودک کمک کنیم تا نظریات و عقاید و قدرت تفکر خود را بسط دهد یعنی او را تشویق کنیم تا راه بهتری بیابد و اگر راه­حل یا پیشنهادی دارد، مطرح کند. به این ترتیب هم قدرت تصمیم گیری و استدلال صحیح را در پروش داده­ایم و هم از امر ونهی منجر به جدل و بحث، پرهیز نموده­ایم. برای مثال، می­توان از کودکی که تکلیف مدرس­اش را به موقع و با دقت انجام نمی­­دهد پرسید : « به نظرت راهی وجود داره که تو بتونی به موقع و مرتب تکالیفت را انجام بدی؟» شاید واقعاً‌را حل جالبی به  ذهن او برسد. برخی والدین به دو دلیل عمده با به کار بستن این روش مخالف­اند. یکی این که تصور می­کنند استفاده از این روش کودکان را گستاخ می­کند و ممکن است هر چه از زبانشان می­آید، بیان کنند(یعنی به والدین خود بی حرمتی کنند) و دیگر این که تصور می­کنند کودکان تفاوت بین پذیرفتن و شنیدن را نمی­دانند. یعنی اگر به کودکانمان با دقت گوش دهیم به این معنی است که خواست­های آنان را پذیرفته­ایم.

     این نگرانی مخصوص والدینی است که به اقتدار، قدرت و تسلط خود مشکوک­اند. شاید هر دو احتمال پیش بیاید، ولی باز هم والدین موظف­اند شیوه­ی گفت و گوی محترمانه را به کودکانشان آموزش دهند و این امر با رعایت ادب و آرامش توسط خود آن­ها میسر است.

     باز هم این والدین­اند که باید تفاوت بین بین گفت­­وگوی منصفانه و گوش دادن در نهایت صمیمیت را با پذیرش قطعی، برای کودک روشن کنند. کودک کم­کم یاد می­گیرد که تنها در صورتی می­تواند طرف مقابل را قانع و مجاب کند که منطقی و محترمانه صحبت کند. به هر حال پس از چند بار تکرا و تمرین ، کودک با آنان هراه خواهد شد وبه تدریج نیارز به صحبت کردن در او نیز قوت می­یابد و می­آموزد که قدرت نهایی در تصمیم گیری در اختیار والدین است.

     اگر کودک صحبت کردن را تجربه نکند و الدین نیز تمایلی به شنیدن واقعی نداشته باشند، کودک رنجش عمیقی حس می­کند و نمی­داند با احساسات سرکوب شده­اش چه کند. چنین کودکی ممکن است، مطیع و فرمان بردار خوبی باشد، ولی قبلاً احساس می­کند که به او بی­توجهی و بی­احترامی شده و به والدین خود به چشم افراد بی­انصاف و زورگویی می­نگرد که قابل احترام نیستند.

     به خاطر بسپارید، این یک قانون و یک اصل است:« هر چه بیش تر گوش بدهید، بیش­تر به شما گوش خواهند داد.» مشکل دیگری که برخی والدین با روش شنیدن موثر دارند، زمانی است که باید برای آن  صرف کن.

     آن­ها می­پرسند : « آیا این کار وقت زیادی نمی­گیرد؟»

     البته ، که زمان می­برد. اما اگر می­خواهید رفتار کودکتان را تغییردهید، و او را به شیوه­ای صحیح تربیت کنید، باید انجام کار را در اولویت قرار دهید.اگر می­خواهید هر روز با فرزندتان  مسابقه­ی حاضر جوابی و داد و فریاد به راه نیندازید، به نظر می­رسد که صرف کمی ­وقت  برا رفع این مشکل، از تمیز کردن آشپزخانه یا یک مکالمه­ی تلفنی طولانی یا حتی به موقع رسیدن به یک قرار ملاقات، مهم تر باشد. در ضمن در مواقعی که واقعاً‌ فرصتی برای این کار را انجام بدهید .

     توجه داشته باشید که در شنیدن و صحبت کردن با کوکانمان فقط کافی است که صادق و رو راست باشیم، خودمان باشیم فقط همین  نیازی نیست تا از کلمات قصار یا جملات زیبا و شاعرانه استفاده کنیم.در ضمن لازم نیست بابت هرمسئله کوچکی ، جلسه­ی مذاکره و گفت و شنود را بیندازیم برخی از مسائل کاملاً پیش پا افتاده و سطحی­اند، می­توان با بله، خیر یا یک جمله­ی ساده به آن خاتمه داد و البته با ملایمت و اقتدار، برای مثال، جواب کودکی که درست قبل از شام می­خواهد یک کاسه آجیل بخورد، یک جمله­ی ساده بیش­تر نیست:«می­دونم گرسنه­ای، ولی ده دقیقه­ی دیگر شام میخوریم» فقط همین، به بیش از این نیازی نیست.

     اصل مهم دیگری که باید به آن توجه کرد و گرنه درد سرساز می­شود، این است که شیوه­ی شنیدن به طور مؤثر و پاسخ ده ، تنها زمانی کاربرد دارد که کودک دلیلی برای خواست یا مخالفش داشته باشد؛ در مواردی مانند مثال قبلی،‌خواست کودک بی­دلیل و بی­منطق می­نماید و نیازی به بحث درباره­ی آن نیست.این شیوه، به ویژه وقتی که کودک احساس ناراحت کننده ولی مبهمی دارد، به او کمک می­کند تا خود نیز علت ناراحتی­اش را بیان وتفسیر کند و شکوه و شکایت را در درون خود نگاه ندارد.

     در ضمن اگر والدین واقعاً گوش دادن به کودک بیهوده بدانند ، کودک به تدریج حس می­کند که آن­ها همیشه اشتباه می­کنند؛ چرا که توجیه نشده، خود را محق می داند.

     با بیان این مقدمات و بیان ضرورت و جود چنین شیوه­ای، باید به بررسی این موضوع پرداخت که چگونه والدین میتوانند به چنین سلاحی ، مجهز شوند ؟

تمرین­های تقویت گوش دادن و آموزش گوش دادن :

 

فعالیت

هدف

1

تلفن کردن

گوش دادن دقیق، گسترش کارآیی زبان و تقویت زبان

2

رنگ کردن

پیروی از دستور العمل­ها از طریق گوش دادن

3

گوش دادن به نوار موسیقی       

ایجاد تمرکز برای گوش دادن

4

شعر خوانی و قصه­گویی      

ایجاد تمرکز برای گوش دادن انتقادی

5

داستان گویی         

تمیز دادن واقعیت از رویا

6

درست، نادرست      

 تشخیص درست از نادرست

7

حدس زدن         

تمرکز و دقت در گفتار و تقویت و دریافت

8

مرتب کردن         

گوش دادن با دقت و تمرکز و اجرای دستورالعمل

9

گوش دادن به سخنان دیگران     

گوش دادن موثر به سخنان دیگران

10

گوش داد به صداهای طبیعی        

تبدیل مرحله­ی شنیدن به گوش دادن

11

مسابقه­ی شنیدن   

تمرکز در شنیدن و به خاطر سپردن

12

تکرار کلمه­های بی معنی                   

تقویت تمرکز در شنیدن

13

اجرای دستوارات                 

انجام دادن دستور العمل­ها برای تقویت شنیدن

14

پخش صداهای طبیعی           

گوش دادن به صداها و شناخت آن­ها

15

گوش کن ، اصلاح کن           

تقویت گوش دادن انتقادی

16

صدا آموزی (برای بچه­ها)     

تقویت گوش دادن از طریق صدای اول یا آخر کلمه­ها

17

تصویر خوانی    

صدا آموزی

18

پیام رسانی                        

انتقال پیام از طریق درست شنیدن

19

تلفظ کردن         

گوش دان به تلفظ برخی کلمه­های دشوار یادگیری درست آن­ها

20

قافیه سازی                

دریافت آهنگ کلام

21

پخش موسیقی               

تقویت گوش دادن التذاذی

22

داستان به هم ریخته             

تنظیم توالی امور از طریق گوش دادن

23

ایده­یابی    

انتخاب ایده­ی اصلی یک پیام از طریق گوش دان

24

نتیجه گیری                     

استنتاج امور از طریق گوش دادن فعال

25

حل معما                   

تقویت گوش دادن فعال

26

یادداشت برداری از آن چه نامفهوم است          

تقویت گوش دادن انتقادی

27

رسم نمودار گفت گوهای روزانه                  

تقویت گوش دادن انتقادی

28

تهیه­ی گزارش                       

تقویت گوش دادن تحلیلی

29

گوش کردن به شعر              

تقویت گوش دادن التذاذی

30

گوش کردن به انواع صحبت     

تقویت گوش کردن انتقادی

31

اصلاح گفته­ها با دوبار گوش دادن    

تقویت مهارت سخن گفتن از طریق گوش دادن.

32

تمرین نوشتن با گوش دادن              

تمرکز در گوش دادن

33

داستان نویسی با صداها                 

تقویت گوش دادن تخیل

34

گوش دادن به گونه­­های متفاوت زبان رسمی و غیر رسمی

تقویت قدرت تشخیص گونه­های زبان رسمی و غیر رسمی

35

دیدن و گفتن                       

تقویت گوش دادن

36

گوش کن، تشخیص بده         

تشخیص زبان گفتاری از زبان رسمی، به کمک گوش دادن

37

تشخیص قیاس نادرست                

تقویت گوش دادن انتقادی

38

توجه به مباحث معنی شناسی        

جلب توجه به مسائل معنی شناسی

39

گوش دادن به سخنان خود           

هدف اصلاح گفتار به کمک گوش دادن انتقادی

40

توجه به مسائل نحوی زبان 

آشنایی با مسائل دستوری از طریق گوش دادن صحیح

 

 

منابع :

  1. احدیان ، محمد ؛ مقدمات تکنولوژی آموزشی
  2. اون هاردی ؛ مهارت­های کلامی در ارتباطات میان فردی، ترجمه­ی خشایار ، بیگی  
  3. توسی ، سکینه ؛ مجله­ی رشد تکنولوژی آموزشی، آبان 85
  4.    //        //            //     //        //           //     آذر 85
  5.    //         //           //      //       //           //     دی 86
  6. ذوالفقاری ، دکتر حسن ؛ مجله­ی رشد آموزش ابتدایی مهر 85
  7.     //           //      //       //      //        //        //     آبان 85