گوش دادن

گوش دادن و شنیدن

     آیا به نظر شما شنیدن همان گوش دادن است؟ مطمئناً در پاسخ به این سوال خواهید گفت ، شنیدن نه تنها همان گوش دادن نیست، بلکه پیش نیاز آن است. رسایی امواج و دریافت صدا در مغز باعث شنیدن می شود برای  این که شنونده­یخوبی باشیم، شنیدن صحیح کلمات به تنهایی کافی نیست، بلکه باید معنی کلمات را آن چنان که مد نظر  گوینده است دریابیم. شنیدن، دریافت صدا، و گوش دادن، درک معنی آن صداست. شنیدن صرف، منفعل است، ولی گوش دادن موثر امری فعال است. درک تفاوت میان شنیدن و گوش دادن، پیش نیاز مهمی برای گوش دادن فعال است.

 گوش دادن :

     حقیقت آن است که در نظام تعلیم و تربیت و بلکه در فرهنگ و زندگی ما، گوش دادن و تربیت آن، نادیده گرفته شده است؛ زیرا آن را امرطبیعی و غیر قابل آموزش فرض کرده­اند. گوش دادن، ابزار یادگیری و یک اصل مهم در یادگیری و بخش جدایی ناپذیر برنامه­ی آموزش مهارت زبانی است. تقویت گفتار، مستلزم گوش دادن است؛ همان طور که نوشتن کلمه­ها به طور صحیح، لازمه تلفظ صحیح است. به همان اندزه که درک خوانده­ها مهم است، درک شنیده­ها نیز اهمیت دارد. از طرف دیگر، گوش دادن یک منبع مهم کسب مهم اطلاعات و گوش دادن بیش از 50 درصد از وقت کلاس و ارتباط، یعنی نیمی از فرصت­ها آموزشی را در بر می گیرد. برای گوش دادن چهار مرحله متوالی بر شمرده­اند :

  1. شنیدن، که غیر ارادی و شامل احساس و آواهای زبانی و تمیز دادن، آن­هاست.
  2. دقت و تمرکز حواس؛
  3. دریافت؛
  4. پردازش معنایی پیام.

گوش دادن انواعی نیز دارد :

  1. گوش دادن حاشیه­ای مثل گوش دادن به موسیقی، حین خواندن روزنامه؛
  2. گوش دان با دقت مثل گوش دادن به سخنان معلم در کلاس؛

     گوش دادن انتقادی که در آن ضمن گوش دادن، به تجزیه و تحلیل شنیده­ها نیز داریم. بطور متوسط 45% درصد از وقت ارتباط صرف گوش دادن، و30% صرف صحبت کردن 16% درصد خواندن 9% صرف نوشتن می­شود.

     کلمه گوش دادن از کلمه­ی انگلوسکسونی hylstan به معنای شنیدن و holshinan به معنای انتظار کشیدن گرفته شده است. گوش دادن عبارت است از فرایند آموخته شده و پیچیده­ی حس کردن، تفسیر کردن، ارزیابی و ذخیره سازی و پاسخدهی به پیام­های شفاهی (استیل 1991، ص23).

شنیدن جسمی است گوش دادن ذهنی و شامل پیامهای کلامی و غیر کلامی می­شود.

     گوش دادن فعال و منفعل : اصطلاح گوش دادن در برخورد­های اجتماعی به دو معنا به کار می­رود. یکی از آنها اشاره به گوش دادن آشکار دارد،که «گوش دادن فعال» نامیده می­شود. ما وقتی فعالانه گوش می­دهیم که رفتارهایی انجام می­دهیم که حاکی از توجه ما به طرف مقابل است.

     دوم به فرایند شناختی جذب اطلاعات اشاره دارد در این تعبیر گوش دادن نشانه­ی رفتارهای آشکار شنونده نیست بلکه به جنبه­های نهفته رفتارهای او اطلاق می شود.

     در گوش دادن منفعلانه در هنگام گوش دادن رفتارهایی را از خود بروز می­دهیم و اطلاعات آنها را جذب می­کنیم.

انواع گوش دادن :

  1. جهت درک مطلب: افزایش تجارب و اطلاعات .
  2. گوش دادن جهت ارزیابی: در انجام امور قضایی.
  3. گوش دادن جهت قدردانی: درصد یافتن علایم یا پیامهایی هستیم که از دریافت آنها لذت می­بریم، مانند: موسیقی ، افزایش هیجان، آرامش و ... .
  4. گوش دادن همدلانه : این شیوه­ای که وقتی کسی نیاز به صحبت کردن و درک شدن  ازسوی ما دارد به او گوش می­دهیم. در این مواقع نسبت به شنیدن و درک کردن افکار و اعتقادات و احساسات  طرف مقابل ابراز تمایل می­کنیم .

فرایند گوش دادن :

     ما درحین گوش دادن به حرفهای دیگران، آنها را ارزیابی می­کنیم ، پاسخهای­مان را طرحریزی و طرح­های خود را مرور کرده و به اجرا می­گذاریم . اگر چه فرایندهای ارزیابی، طرحریزی و مرور معمولاً به صورت نیمه­هشیار روی می­دهند؛ اما اهمیت زیادی دارند؛ زیرا می­توانند در فرآیند گوش دادن خلل ایجاد کنند. مثلاً گاهی ممکن است پیش از آنکه طرف مقابل حرف­هایش را تمام کند در مورد آنچه می­خواهیم بگوییم تصمیم خود را بگیریم و در نتیجه بطور کامل به حرف­های او گوش ندهیم. پس هنگام گوش دادن باید مطمئن شویم که فعالیت­های میانجی بین گوش دادن و صحبت کردن، مزاحم فرایند گوش دادن نمی­شود.

     جنبه­های گوش دادن : خصوصیات شنونده، سخنگو، پیام و محیط .

شنونده: بین برخی از خصوصیات شنوندگان و توانایی آنان برای گوش دادن همبستگی مثبتی وجود دارد.

  1. استعداد زبانی دامنه لغت شنونده  هرچه بیشتر باشد شنونده بهتر و راحتر مفاهیم را درک و جذب می­کند ، همچنین پیشرفت تحصیلی و توانایی گوش دادن رابطه­ی مستقیمی دارند.
  2. توانایی سازماندهی : شنوندگان ماهر عناصر کلیدی پیام را سازماندهی می­کنند.
  3. استفاده از برخی ازتکنیک­های تمرکز:
  • از زاویه دید دیگران نگاه کردن.
  • سوال از خود در مورد کیفیت گوش دادنمان.

 

  1. جنسیت : زنان در تغییر و تشخیص پیامهای غیر کلامی کارآمدترند.
  2. شرایط جسمی : مانند خستگی – خواب آلودگی.
  3. خلق و خو : افراد درونگرا شنوندگان بهتری هستند.

سخنگو :

  1. 1.      سرعت تکلم 175-125  کلمه در دقیقه است البته تا300-  125 در دقیقه نرمال است .
  2. 2.      سرعت پردازش 800-400  در دقیقه .

     اختلاف سرعت تکلم و سرعت پردازش فرصتی برای پردازش است البته اگر اختلاف زیاد باشد خلاء بیشتری برای خیال پردازی شنوند به وجود می­آید.

ادای کلمات :

     ابراز هیجان : هیجان زیاد حواس شنونده را پرت می­کند. وقتی ، با فرد هیجان زده­ روبرو می­شویم بهتر است که رفتار او را تقویت کنیم و نه ملامت در این موارد بهتر است آرام باشید و بدون تقویت رفتارش به وی نشان دهید که به او علاقه­مندیم و هیجان­زدگی او را درک می­کنیم.ما فقط وقتی می­توانیم بحث منطقی را شروع کنیم که هیجانات طرف مقابل فروکش کرده باشند. وقتی کسی« در مورد موضوعی خیلی هیجان زده» است آن قدر با آن موضوع درگیر است که نمی­تواند به استدلالهای ما گوش دهد. وقتی میخواهیم به حرفهای شخص هیجان زده­ای گوش دهیم ، گاهی لازم می­شود تا مدت زیادی تخلیه­ی هیجانی او را تحمل کنیم . در این گونه مواقع اضطراب شنونده­ می­تواند به توانایی او برای گوش دادن لطمه بزند و مانعی بر سر راه گوش دادن موثر او ایجاد کند . گاهی شنونده بیش از حد به پیام هیجانی سخنگو توجه می­کند و نمی­تواند اطلاعات مهم را جذب کند . گاهی نیز شنونده فقط برحقایق تمرکز می­کند و پیام هیجانی را نادیده می­گیرد. در هر مورد او پیام مقابل را تحریف می­کند چون کل پیام را نگرفته است.

پایگاه :

     اگر شنونده احترام و ارزش زیادی برای سخنگو قایل باشد و سخنگو تسلط زیادی بر موضوع داشته باشد صحبت های او را بهتر و دقیق­تر گوش خواهد کرد.

پیام:

  1. ساختار : پیام باید واضح باشد.
  2. اهمیت پیام : اگر پیام برای شنوند دارای اهمیت باشد برای شنونده بهتر درک می­شود و بهتر به یاد آورده می­شود.
  3. پیچیدگی : سطح دشواری پیام باید متناسب با سطح آگاهی شنونده باشد.

محیط :

  1. تهویه و درجه حرارت در محیط گرم و سرد گوش دادن دشوار است و گوش دادن به افراد سیگاری سخت است.
  2. سرو صدا : بنا به ماهیت تعامل باید سر و صدا کنترل شوند. مثلاً صحبت والد و فرزند باید در محیط آرام و بی سرو صدا صورت بگیرد.
  3. نشستن : در هر شرایط نشستن یا سر پا باید به اختیار و متناسب باشد، استفاده از صندلی راحت و نزدیک یک دیگر نشستن سطح توجه را افزایش می­دهد و شنونده مطالب بیشتری را به خاطر می­سپارد.

موانع گوش دادن :

  1. گوش دادن همزمان به دو نفر یا به دو منبع.
  2. بی توجهی.
  3. سوگیری : گاهی افراد به خاطر شرایطشان پیام سخنگو را تحریف می­کنند.
  4. آمایه ذهنی : شنوندگان معمولاً تحت تاثیر تجارب، نگرش­ها ، ارزش­ها و احساسات قبلی خود است. همین عوامل بر آمادگی ذهنی او تاثیر می­گذارند. قضاوتهای او درباره­ی سخنگو ناشی از لباس و ظاهر و سخنان قبلی می­گذرانیم و جنبه­هایی را می­شنویم که ما انتظاراتمان را هماهنگی دارند.
  5. انسداد.

نشان­های گوش دادن فعال :

  1. پاسخ­های کلامی.
  2. پاسخ­های غیر کلامی .
  3. پیگری کلامی : نظرات خود را دقیقاً با پاسخ­های سخنگو هماهنگ کنیم. طوری که سخنان ما و سخنان طرف مقابل متابعت و انسجام داشته باشند.

تغییر موضوع :

  1. منسجم : با استفاده از علایم انفصال
  2. غیر منسجم .
  1. پرسشهای سرنخ­گیر : شکل مستقیمی از گوش دادن  پرسش­گر از این طریق پاسخهای طرف مقابل را پیگیری می­کند.
  2. بازگردانی : شکل بارزی از پرسش و پاسخ است ما برای بازگردانی دقیق احساس یا منظور طرف مقابل پیش از هر چیز باید دقیقاً به صحبت­های او گوش دهیم.

     توجه به هریک از مراحل و انواع گوش دادن، به شنونده یاری می­دهد که این مهارت را تقویت کند. در مقابل، بی­توجهی به هریک از این مراحل، موجب ناتوانی در گوش دادن و در نتیجه باعث شکست تحصیلی و مانع از رشد مهارت زبانی دیگر و جلوگیری از رشد اجتماعی و عملی می­شود.

  1. گوش دادن عامل کلیدی برای موفقیت است.
  2. چگونه گوش دادن فعال را بیاموزیم؟

     گوش دادن ، نوعی مهارت ارتباطی است که مورد غفلت واقع شده است. همه ما آموزش­هایی برای خواندن ، نوشتن و صحبت کردن را پشت سر گذاشته ایم، ولی به ندرت برای گوش دادن تحت آموزش رسمی قرار گرفته ایم. تحقیقات نشان می­دهد، اکثر ما 50 دقیقه از هر ساعت بیداری را به برقراری ارتباط می­پردازیم که از این زمان، 15 دقیقه به نوشتن یا خواندن ، 10 دقیقه به صحبت کردن و 25 دقیقه صرف گوش دادن می شود.

     فکرش را بکنید، نیمی از زمان برقراری ارتباط ماصرف گوش دادن می شود، ولی کم تر کسی تلاش می کند شنونده بهتری باشد. در حالی که بهتر گوش دادن ، برای شنوندگان فعال فایده­های زیادی دارد؛ ازجمله : بهره­وری بالا، یادگیری سریع­تر شغل بهتر، ترفیعات بیشتر و برقراری ارتباط بهتر .گاهی گوش دادن ممکن است زندگی ما را نجات دهد و چه بسا گوش دادن جان ما را به خطر بیندازد.

چه وقت گوش دادن سرنوشت ساز می شود ؟

     در بعضی مشاغل خوب گوش دادن نه تنها مهم است، بلکه کاملاً سرنوشت ساز است. برای مثال ممکن است خوب گوش ندادن مانع انجام وظایف صحیح شغلی شما شود یا  ارتقای شما را به تعویق بیندازد و یا مانع از حفظ روابط خوب شما با دیگران شود.

     بنابراین ارزش دارد سعی کنید گوش دادن خود را تقویت کنید. خوب گوش ندادن حتی در پیش پا افتاده­ترین ارتباط خانوادگی تاثیر می­گذارد.

     دستورات و کارهایی که به فرزندان داده می­شود یا آموزشی که برای دانش آموزان مدرسه در نظر گرفته می­شود، معمولاً فقط یک بار و به طور شفاهی انجام می­گیرد. هرچه تفاوت افراد بین افرادی که دستورات و آموزش­ها را ارائه می­دهند با دریافت کنندگان این دستورات و آموزش­ها بیشتر باشد، و هرچه این افراد تمایل کم­تری از خود نشان دهند، مجبورند به دنبال توضیح بیشتری باشند تا مبادا کند ذهن و بی­توجه به نظر آیند. بنابراین، حائز اهمیت است که اول بار به دقت گوش دهید و همان طور که بحث پیش می­رود، سوالات خود را بپرسید یا برای روشن شدن آنچه که گوش داده­اید، اظهار نظرهای روشنگر را یادداشت کنید.

گوش دادن فعال :

     اطلاع از خطاهای عمومی گوش دادن ، سبب می شود که مهارت گوش دادن فعال را به خوبی بشناسیم و در تقویت آن­ها بیشتر بکوشیم.

خطای اول :

من مشکلی در گوش دادن فعال ندارم

     اغلب مردم بر این باورند که نسبت به اطرافیان خود شنونده­ی بهتری هستند و این، همکاران ، اعضای خانواده و دوستان هستند که در گوش دادن فعال مشکل ندارند، نه خود آن­ها.

     تحقیقات نشان داده است ، در سمینارهای آموزشی و کلاس­های درسی که از شرکت کنندگان خواسته شده بود ، مهارت گوش دادن خود را به عنوان ارزیابی کنند، در مقیاس رتبه­ای 1 پائین ترین و 10 بالاترین نمره ، میانگینی حدود 5/7 به دست آمد . یعنی اغلب آن­ها خود را شنونده­ی خوبی دانسته­اند و به خود رتبه­ای بالاتر از میانگین داده­اند. علاوه بر این ،  از آن­ها خواسته شد تا به دیگران به عنوان شنونده رتبه دهند که در این حالت، میانگین 1/4 به دست آمد. این مطلب یعنی تایید همان باور نادرست که«دیگران در امر گوش دادن مشکل دارند».

     باید پذیرفت که گوش دادن، تنها مشکل دیگران نیست، بلکه مشکل همه­ی ماست ؛ به ویژه گوش دادن فعال،نه گوش دادن عادی.

خطای دوم:

گوش دادن همان شنیدن است

     شنیدن پیش نیاز گوش دادن است. اگر قادر به شنیدن ، نمی­توانید پیام ومعنی آن را به هم ارتباط دهید از این نظر، رابطه­ی بین شنیدن و گوش دادن بسیار حائز اهمیت است و به همین دلیل، در کتاب ­ها در باره­ی سازوکار شنیدن، مباحث زیادی وجود دارد برخورد امواج صدا ، دریافت آن توسط مغز و تداعی آن در گوش به شنوند فرصت می­دهد، پیام را تشخیص دهد و مفهوم آن را دریابد. البته برخورداری از موهبت شنیدن ، همیشه بدان معنا نیست که فرد شنونده­ی خوبی هم باشد. چه بسیار کسانی هستند که از قدرت شنیداری خوبی برخوردارند، ولی شنونده­ی خوبی نیستند. در واقع،‌ شنیدن صحیح کلمات کافی نیست بلکه درک معنای آن­هاست که اهمیت دارد.

     تفاوت میان شنیدن و گوش دادن را می­توان به این شکل بیان کرد: شنیدن دریافت صداست و گوش دادن درک معنای توأم با صداست . شنیدن محض امری منفعل است، در حالی که گوش دادن مؤثر، امری است فعال درک تفاوت میان شنیدن و گوش دادن پیش نیاز مهمی برای گوش دادن فعال است.

خطای سوم :

خواننده­ی خوب، شنونده­ی خوبی هم هست؛

     هرچند که درخواندن و گوش دادن توجه فرد روی معنا کلمات متمرکز می شود، ولی این دو عمل یکی نیست. مشکل این جاست که این باور نادرست در میان مردم شایع است که خوانندهی خوب شنونده­ی خوبی هم هست؛ در حالی که این طور نیست.

     محققانی که دو آزمون استاندارد متفاوت  خواندن را برای افراد یک گروه اجرا کردند، متوجه شدند بین نتایج به دست آمده از این دو آزمون هم بستگی مثبت و بالایی وجود دارد که نشان می دهد، افرادی که در یک آزمون خواندن نمره­ی بالایی کسب کرده­اند، در آزمون خواندن دیگر هم نمره­ی خوبی به دست آوراند و بر عکس. این مطلب در مورد آزمون استاندارد گوش دادن هم صدق می کند. افرادی که در یک آزمون گوش دادن موفق بوده­اند،‌در آزمون دیگری هم نمره­ی خوبی کسب کرده­اند. اما به طور شگفت­آوری مشاهده شد­، میان نمرات آن­ها در آزمون­های گوش دادن، هم بستگی ضعیفی وجود دارد.

     بنابراین ممکن است فردی در آزمون خواندن نمره­ی خوبی کسب کند­، اما در آزمون گوش دادن نمره­ی پائیینی را به دست آورد.

خطای چهارم :

افراد باهوش شنونده­ی بهتری هستند؛

     به نظر می رسد این خطا بین مردم بسیار رایج است. کاملاً واضح است که افراد باهوش قابلیت­های بیشتری برای شنیدن دارند، اما این عقیده که افراد باهوش شنونده بهتری هستند، اشتباه است. واقعیت عکس این مطلب را نشان می دهد.

     چند سال پیش یک آزمون استاندارد گوش دادن و یک آزمون استاندارد هوش برای دانشجویان در چند کلاس اجرا شد نتایج دو آزمون برای هر دانشجو مورد مقایسه قرار گرفت و با کمال تعجب مشاهده شد، همبستگی کمی بین نمرات به دست آمده از این دو آزمون وجود دارد. دانشجویان باهوش­تر در آزمون گوش دادن نمرات پائین­تری نسبت به آن هایی که بهره هوشی کم­تری داشتند، کسب کرده بودند . این نتیجه مبین این است که افراد  با هوش­تر به رغم بر خورداری از این موهبت ­، تا زمانی که میل به گوش کردن نداشته باشند، لزوماً شنونده­ی بهتری نیستند. وانگهی هوش بالاتر می تواند، متغییر مداخله گری در گوش دادن دانشجویان باشد.

     البته به خاطر داشته باشید این تحقیق روی گروه خاصی (دانشجویان)انجام گرفته است اکثراً جوان و حدود 20 سال سن داشتند. همچنین این آزمون انواع گوش دادن را ارزیابی نکرده است.

خطای پنجم :

هر چه سن بالاتر می رود، گوش دادن فعال­تر می­شود؛

     یقیناً استعداد یا توانایی گوش دادن و دستیابی به معنای پیام به معنای مناسب پیام، با بالا رفتن سن و کسب تجربه بهتر می شود. البته هرچند در این سنین توانایی گوش دادن افزایش می­یابد، ولی عملکرد گوش دادن معمولاً کاهش می­یابد تحقیقاتی که در مورد ارتباط سن با رفتار شنیداری انجام شده است نشان می­دهد، نوجوانان و حتی جوانان در سنین اولیه جوانی شنونده بهتری هستند.

     والدین اغلب از این یافته­ها تعجب نمی­کنند و تصور می­کنند، وقتی افراد به سن بالاتر می­رسند قوای شنیداری آن­ها بهتر می­شود. اما متأسفانه این طور نیست. بزرگسالان مشکلات و موضوعات را بیش­تر درک می­کنند، ولی وقت دریافت پیام نسبت سن و سطح سواد در نظر گرفته می­شود، نتایج حاصله کاهش در گوش دادن فعال را نشان می­دهد . معممولاً قوای گوش دادن افراد با افزایش سن تحلیل می­رود.

     افراد با رسیدن به دوره کهنسالی دچار ترس از بیماری فراموشی می­شوند و این موضوعی جدی است کسانی که عضوی از خانواده­شان به این بیماری مبتلا باشند،‌می­دانند بیماری قلبی و استرس دلایلی هستند که نه تنها فرد بیمار را، بلکه خانواده و اطرافیان او را تحت تاثیر قرار می­دهند. اگرچه ما نمی­دانیم که آیا فراموشی قابل کنترل و پیشگیری است یا نه، اما بررسی­های اخیر حاکی از وجود ارتباط میان مهارت­های زبانی فراموشی است .

     به زبان ساده، آن­هایی که در طول زندگی مهارت­های ارتباطی بیش­تری، از جمله مهارت نوشتاری، گفتاری، خواندنی و شنیدنی کسب کرده­اند، در دوره­ی کهولت کم­تر به فراموشی دچار می­شوند. این یافته دلیل خوبی است برای این که توانایی خود را در برقراری ارتباط افزایش دهیم .

از آن جا که به خاطر آوردن به چگونگی گوش دادن بستگی دارد اغلب افراد مسن در به خاطر آوردن هم با مشکل مواجه می­شوند. غالباً افراد مسن اصرار دارند که بگویند، توانایی آن­ها در گوش دادن همیشه همان اندازه بوده و است.این مطلب نشانگر آن است که آن­ها دیگر نمی توانند چیزی را بهبود بخشند. یا ممکن است بگویند، بعضی از مردم ذاتاً شنوند­ه­ی بهتری هستند. اما واقعیت این است که کاهش گوش دادن یا به خاطر آوردن در افراد به دلیل بالا رفتن سن نیست، بلکه نتیجه­ی عادات نادرست و رفتارهایی است ک آموخته­اند.

خطای ششم:  

یادگیری مهارت­های گوش دادن مشکل است

     در واقع یادگیری این مهارت مشکل نیست و پیشرفت اولیه در آن­ها سریع اتفاق می­افتد، ولی به کارگیری دائم مهارت کار سختی است. برای ماهر شدن به زمان نیاز است که دقیقاً ‌به اندازه­ی یک عمر است. با وجود این تلاش برای کسب مهارت قطعاً ارزشمند خواهد بود.

عادت­های بد گوش دادن

عادت ­های بد بازدارنده :

     غالباً عادت­های بد مانع از خوب گوش دادن می شوند در واقع می توان از طریق شناسایی و حذف عادت­هایی  بد، بهبود چشمگیری در مهارت­های شنیداری حاصل کرد. از آن جا که این عادت­هایی اکتسابی هستند، قابل تغییرند و به عبارت دیگر می توان آن­ها را کنار گذاشت و عادت­هایی خوب را جایگزینشان کرد.

     طی سال­های رشد ، خیلی چیزها درباره­ی خوب گوش ندادن می شنویم و می­آموزیم . مثلاً پدری به فرزندش می گوید :« موقع رفتن به مدرسه فراموش نکنی ژاکتت را بپوشی» ولی فرزند چون نمی­خواهد ژاکت را بپوشد، از گوش دادن طفره می­رود. یا در مدرسه معلم چندین بار درسی را تکرار می­کند تا مطمئن شود همهی دانش­آموزان آن را شنیده­اند این رفتار معلم برای دانش­آموزی که بار اول دقت به گفته­ی معلم گوش داده است، امتیازی محسوب نمی­شود. همچنین، تکرار آگهی­ها در رادیو و تلویزیون ما را عادت می­دهد تا به مطلبی که برای اولین بار آگهی می­شود، به دقت گوش ندهیم. عادت­های بد گوش دادن که در دوران بزرگسالی با ما خواهد بود.

  1. فکر کردن درباره­ی آنچه که می­خواهیم بگوییم، به جای گوش دادن به سخنان گوینده.

     گاهی اوقات حواسمان متوجه مطلبی است که می­خواهیم بگوییم و از گوش دادن به سخنان گوینده غافل شویم . وگاهی وقتی حرفمان را می زنیم، متوجه می شویم دقیقاً همان مطلبی را می­گوییم که گفته شده است و ما به آن گوش نداده­ایم.

  1. صحبت کردن در جایی که باید گوش دادن

     این عادت بدی است که بیشتر حرف بزنیم تا گوش کنیم. اگر صحبت با دیگران را کنار بگذاریم ، می­توانیم پیام صحیح را دریافت کنیم. بعضی­ها این رفتار بد خود را با این مثال که «تا نگرید طفل، کی نوشد لبن»توجیه می­کنند. ولی واقعیت امر این است که وقتی به جای گوش دادن حرف می­زنیم، خیلی چیز­ها را از دست می­دهیم.

     خیلی از مردم بدون این که دلیل قانع کننده­ای داشته باشند، این عادت بد را دارند و هنگامی که باید گوش دهند صحبت می کنند. بنا به هر دلیلی، صحبت کردن در زمانی که باید گوش داد، عمل بدی است. به قول معروف، ما با یک زبان و دو گوش خلق شده ایم. پس باید دو برابر آنچه که می­گوییم گوش دهیم.

نکته : اصل در گوش دادن ، پرورش مهارت گوش دادن است نه پر حرفی.

  1. در حرف کسی دویدن

     این عادت بد با عادت قبلی (صحبت کردن به جای گوش دادن) ارتباط نزدیکی دارد. در حرف کسی دویدن، عادتی بسیار آزار دهنده­ و ناشی از فقدان مهارت میان فردی ونزاکت است. همچنین خود خواهی و بی فرهنگی فرد را نشان می­دهد.

نکته : صحبت دیگران را قطع کردن، عادت زشت و آزار دهنده­ای است.

  1. ترجیح شنیدن آنچه میل داریم به آنچه گفته می­شود

     هرچه سن ما بالا می­رود، مشکل گوش دادن به آنچه که می­خواهیم بشنویم، در ما بیشتر تقویت می­شود. برای این که بتوانیم مطلبی را یاد بگیریم، ارزیابی کنیم، امکان تشخیص آن را فراهم آوریم، و یا ارتباط بهتری برقرار کنیم، گوش دادن به آنچه واقعاً گفته می­شود، از اهمیت زیادی برخوردار است.

  1. اشتغال ذهن با موضوع­های دیگر

     بعضی وقت­ها گوش نمی­دهیم،چون ذهن ما مشغول است و به موضوع دیگری فکر می­کنیم.در واقع ذهن ما مملو از نظرات، وقایع و نگرانی هاست.مثلاً در کلاس به آنچه که قرار است در تعطیلات آخر هفته انجام دهیم یا به کاری که باید سر موعد تحویل دهیم، فکر می­کنیم. ممکن است فکر ما به خاطر مشکلات مالی یا امتحان درس دیگری که در پیش داریم، مشغول باشد. گاهی به سادگی دستخوش رویا و خیال می­شویم ؛ رویاهایی که در زندگی واقعی هرگز به آن­ها دست پیدا نمی­کنیم.

     به هر حال اگر بخواهیم فعالانه گوش دهیم، باید اشتغالات ذهنی خود را موقتاً‌ کنار بگذاریم. ویژگی اکثر رهبران و مدیران موفق در سطح عالی این است که قادرند، روی موضوعات مورد نظر تمرکز کنند. این همان ویژگی است که مشاوران متبحر هم دارند. به هر حال، اگر مشاور یا مدیر هم نباشد، این که بتوانید اشتغالات فکری خود را کنار بگذارید، حائز اهمیت است اگر ذهن ما مشغول باشد، نمی­توانیم به طور مؤثر به صحبت دوستان، خانواده و یا همکاران گوش دهیم.

  1. پیش داوری نسبت به سخنران یا موضوع

     رفتار یا احساس غیر منطقی، به پیش­داوری منجر می­شود. مثلاً ممکن است علاقه­ای به سخنران نداشته باشیم، یا موضوع برایمان بی­اهمیت باشد و اطلاعات کمی درباره­ی آن داشته باشیم. یا این که روش ارائه­ی سخنرانی را قبول نداشته باشیم. در چنین حالت­هایی است که در مورد سخنرانی پیش­داوری می­کنیم. در نتیجه ممکن است به لحاظ ذهنی سخنران را رد کنیم و یا به سادگی با او هماهنگ نشویم. پیش­داوری موجب می شود توجه ما از بیانات سخنران منحرف شود. معمولاً پیش­داوری ما براساس اطلاعات ناکافی و نادرست است. ترجیح دارد، داوری را بعد از سخنرانی موکول کنید.

  1. گرایش به تفکر کلیشه­ای

     تحت تأثیر این عادت بد ، در مورد آنچه که حقیقت دارد و صحیح است ، نظرات مشخص و کلیشه­ای ارائه می­دهیم. در نتیجه، اگر سخنران مدارکی در تضاد با عقاید ما ارائه دهد، چون آن را غیر قابل باور می­دانیم، یا نمی­خواهیم عقاید ما دستخوش چالش شود، سعی می­کنیم گفته­ی او را بی­اهمیت جلوه دهیم و نشنیده بگیریم. شنونده­ی خوب به خود اجازه نمی­دهد که گرفتار تفکر کلیشه­ای شود.

     در واقع تحقیقات نشان می­دهد که اعتقادات، میراث فرهنگی،‌ارزش­ها و نگرش­های فردی، همگی بر چگونگی گوش دادن ما اثر می­گذارند. حتی جنسیت هم برگوش دادن تأثیر می­گذارد. دیدگاه زنان و مردان نسبت به دنیا با روش­های متفاوتی صورت می­گیرد. بعضی از این تفاوت­ها احتمالاً‌ به دلیل تأثیرات زیست محیطی هستند و بعضی دیگر به خاطر شرطی شدن. پسرها بیشتر به بازی خشن ، رقابتی و نتیجه محور تمایل دارند. شاید به خاطر این که این گونه آموخته­اند.از سوی دیگر،‌ دختران بیشتر به بازی­هایی تمایل دارند که برقراری ارتباط بین بازیکنان در آن­ها از اهمیت بیشتری برخوردار است تا برد و باخت.

     زنان و مردان به گونه­های متفاوت صحبت می­کنند. مردان به گفته­های مستقیم تمایل دارند در حالی که زنان بیش­تر از وابسته­های وصفی استفاده می­کنند. به تفاوت این دو عبارت توجه کنید:

«خب، وقت آن است که به فکر رفتن باشیم ، این طور نیست؟» و « وقت رفتن است. » عبارت اول معمولاً از سوی زنان بیان می­شود و عبارت دوم از سوی مردان.

     مردان و زنان همچنین متفاوت گوش می­دهند. مردان بیش­تر صحبت زنان را قطع می­کنند تا زنان صحبت مردان را و هردوی آن­ها بیش­تر در صحبت زنان می­دوند تا صحبت مردان. به نظر می رسد، زنان تمرکز بهتری روی گوش دادن در حالی که مردان  تمایل بیشتری به انجام بعضی کار­ها ی دیگر هم زمان با گوش دادن دارند.شاید به همین دلیل باشد که زنان شکایت می کنند که مردان خوب گوش نمی­کنند.

     به طور کلی ، مردان و زنان به طور متفاوت و به چیزهایی متفاوتی گوش می­دهند. حالا نکته­ی بسیار مهم این است که با شناخت این تفاوت ­ها می­توان از مردان و زنان شنوندگانی یکسانی ساخت. و اقعیت این است که اگر شما به عنوان یک شنونده، به پیش­داوری، تفکر کلیشه­ای، قوت­ها و ضعف­ها اهمیت می­دهید،

/ 0 نظر / 24 بازدید